غدیر، وحدت و انقلاب اسلامی/ عملکرد امامین انقلاب در تعامل با برادران اهل سنّت

فراتر از وحدت میان مسلمین، انقلاب با دستور کار قرار دادن محورهایی مانند «دوگانه استکبار-استضعاف»، «جبهه جهانی مستضعفین» و… دایره وحدت را فراتر از مسلمانان قرار داد و غیر و دشمن خود در فضای پر از ظلم و ستم دنیا را، نه دوگانه­‌های فرقه‌­ای و مذهبی و نه غیریت‌­سازی­‌های دینی بلکه جبهه کفر، ظلم و استکبار در دنیا قرار داد.


مددجویان بدون مددکار

جمهوری اسلامی پر از بازنشستگان جوانی است که حاضرند از کارمندان و مدیران کنونی کمیته امداد دلسوزانه‌تر کار کنند و البته همین حالا هم در خیریه‌های کوچک مشغولند. اگر در این ادعا تردیدی هست کمیته امداد یک آگهی عمومی منتشر کند تا صحت و سقم ادعا معلوم شود.


مشهد و افول از جایگاه تمدنی خویش

تجربه دوران فرهنگسرای امت در محله رضائیه مشهد نشان داد که می‌توان با فعالیت صحیح، شیعه و سنی را حتی در محافل اهل بیت (علیهم السلام) کنار هم جمع کرد و فضا را از دست جریان تندرو گرفت.هرچند این‌ قصه روز عیدغدیر، نه تنها همان زمان هم‌ وجود داشت و عزمی برای جلوگیری آن نبود، بلکه حامیانی هم‌داشت!


جریان تحجر، در مقابل غرب ایستاده یا عامه مسلمین؟

از دهه ۱۳۴۰ ما با دو مکتب یا دو مدرسه مواجهیم: از یک سو، مدرسه انقلاب اسلامی که اسلام تشیع را به مثابه دعوتی فراگیر و عمومی در جهت اقامه حق و قسط طرح می‌کند. در مقابل مدرسه‌ای (البته پرنفوذ و ریشه‌دار) که خود را نگهبان تشیع به مثابه نوعی کیش و آموزه تاریخی قلمداد می‌کند. موارد تمایز این دو مدرسه متعدد است، اما در سطح هویتی مدرسه انقلاب اسلامی دیگریِ خود را «رژیم» و در امتداد آن غرب و صهیونیسم می‌بیند و جریان دیگر، که مسامحتاً می‌تواند جریان «سنتی» یا «ولایتی» نامیده شود، به عادت تاریخی هویت خود را در تمایز با عامه مسلمین (اهل سنت) یا در مراتبی در تقابل با جریان‌های بدعت‌آمیزی چون بهائیت و وهابیت تعریف می‌کند.


یک پیشنهاد برای اهالی روشنفکری

نان سال‌های جنگ را باید هر کس که ادعای روشنفکری و روشنفکر بودن دارد بخواند تا زندگی زنان بی ادعای یک روستا نزدیک سبزوار را ببیند و معجزه ی یک انقلاب را و آدم‌هایی که رشد کردند و همدلی و هم‌زبانی‌شان را مزه کند و بچشد!


ما دفاع‌آخرهای جمهوری اسلامی نیستیم!

اینکه خیال می‌کنید ما حاصل مجاهدت و خون دل خوردن‌ها و شکنجه‌شدن‌ها و آوارگی کشیدن‌های چند هزار ساله را راحت تحویلتان می‌دهیم و با چهارتا هشتگ زدن و تشتک پراندن، چشم بر کور شدن چشم امید مظلومان و مسنضعفان جهان می‌بندیم، معلوم است هنوز نفهمیده‌اید چند چندیم!


غربت «قیام مسجد»

اگر ماجرای کشف حجاب را اینگونه از داستان اتحاد لباس تفکیک کنیم و دست آخر بگوییم شهدای قیام گوهرشاد مثلاً در راه لباس بومی‌شان شهید شدند و نه برای حجاب یا آزادی عزاداری، به‌جای نکته‌بینی گرفتار نقطه‌بینی شده‌ایم.


یک کرونانگاری متفاوت

تصویر غالب از نقش‌پذیری خانم‌ها در مواقع بحران، به دوره پشتیبانی از جنگ باز می‌گردد؛ یعنی نقش غیرمستقیم و البته موثر. شرایط در بحران کرونا، البته متفاوت است. بیشتر پرستاران در بیمارستان خانم‌ها هستند و این‌بار به صورت مستقیم نقش‌آفرینی می‌کنند… تکرار هشتگ «سپاس قهرمانان سلامت» به تنهایی نمی‌تواند تصور و درک ما را بهبود بخشد. خانم‌ها طبیعتا دلبستگی‌ها و وابستگی‌هایشان به خانواده پررنگ‌تر است. باید کمی به دغدغه‌هایشان نزدیک شویم تا ببینیم «قهرمان بودن» و در عین حال «مادر بودن» و «دختر بودن»، ممکن است چه تراژدی سنگینی ساخته باشد.


توسعه رضاخانی!

یکی از فریب‌هایی که رضاخان را دادند، این بود که به او گفتند اگر می‌خواهید پیشرفته شوید، چون نیمی از جامعه شما زنانی هستند که در چادر و چاقچورند، آنها باید ازاین پوشش بیرون بیایند و در اجتماع حاضر شوند. مغالطه اینجاست که گویی اگر زن با حجاب باشد، نمی‌تواند در اجتماع حضور یابد و حتماً باید بی‌حجاب باشد تا بتواند چرخ‌های توسعه را به گردش در بیاورد!


مروری اجمالی بر وحشیانه‌ترین اقدام تاریخ معاصر

امروز ۲۱ تیرماه سالگرد قیام گوهرشاد است، حدود ۸۵ سال پیش چند صد تن در یک شب، در مسجد گوهرشاد مشهد توسط عمال رضاخان شهید می‌شوند و به‌صورت دسته جمعی دفن می گردند! ریشه این اقدام وحشیانه را باید در عوامل متعدد دید. اتفاقی که دفعی نبوده است. به قدرت رسیدنِ تا حدودی هم‌زمانِ امان‌الله خان در افغانستان، آتاتورک در ترکیه و رضاخان در ایران و وضع قوانین مشابه در خصوص ظاهر مردم، ریشه در تصمیمات دست پشت پرده‌ای دارد که آن‌ها را به قدرت رسانده است …