نوشتاری از دکتر اصغری نکاح

رسانه ملی و تصویر کاریکاتوری از خانواده

۹۹/۰۲/۳، ۱۰:۳۸ ق٫ظ

وقتی صحبت از خانواده به‌ویژه خانواده ایرانی و اسلامی به میان می‌آید، باید شئونات مختلف آن را در نظر گرفت. به‌عنوان مثال باید درباره ساختار خانواده بحث کرد؛ باید درباره حجم خانواده گفت‌وگو کرد، باید کارکردهای خانواده را بررسی کرد و فراوان شئونات دیگر که لازم است مورد نظر قرار بگیرد. رسانه هم اگر بخواهد به مبحث خانواده ورود کند که البته باید اینچنین کند، ناگزیر است برای هرکدام از مباحث مربوط به حوزه خانواده برنامه داشته باشد.

به گزارش «ایام»، دکتر محسن اصغری نکاح، استاد دانشگاه فردوسی در یادداشتی به تبیین جایگاه خانواده در برنامه‌ریزی سیمای ملی برای تولیدات تلوزیونی پرداخته وابعاد مختلفی را که می‌بایست نسبت به مسائل خانواده در سیما مورد توجه تولیدکنندگان قرارگیرد را بیان نموده است. متن این نوشتار در شماره ۶۴ نشریۀ فرهنگی، تحلیلی راه به چاپ رسیده است.

وقتی صحبت از خانواده به‌ویژه خانواده ایرانی و اسلامی به میان می‌آید، باید شئونات مختلف آن را در نظر گرفت. به‌عنوان مثال باید درباره ساختار خانواده بحث کرد؛ باید درباره حجم خانواده گفت‌وگو کرد، باید کارکردهای خانواده را بررسی کرد و فراوان شئونات دیگر که لازم است مورد نظر قرار بگیرد. رسانه هم اگر بخواهد به مبحث خانواده ورود کند که البته باید اینچنین کند، ناگزیر است برای هرکدام از مباحث مربوط به حوزه خانواده برنامه داشته باشد.

در مبحث ساختار خانواده، یک ساختار مطلوب داریم و یک ساختار موجود. ساختار مطلوب، آن ساختاری است که واقعاً یک متخصص و یک اندیشمند دلسوز برای تعالی خانواده در جامعه، در نظر می‌گیرد. ساختاری که در آن تعامل والدین با هم، تعامل والدین با فرزندان، تعامل فرزندان با یکدیگر و دیگر تعاملات، مبتنی بر احترام، وظیفه‌شناسی، شکرگزاری، بهره‌وری از امکانات خانواده، همراهی با خانواده و ارزش‌ها و باورهای خانواده و در مسیر رشد افراد با رعایت حقوق افراد در یک جوّ صمیمی و منسجم و یکپارچه در بحران‌ها شکل گرفته است و این هویت را شکل می‌دهد.

رسانه و رساندن خانواده‌ها به وضع مطلوب

رسانه ملی یکی از کارهایش این است که در نمای ساختاری خانواده‌های ما بین وضع موجود و وضع مطلوب، نوعی برنامه‌سازی داشته باشد تا وضع موجود خانواده‌ها به‌سمت وضع مطلوب حرکت کند؛ اما متأسفانه امروزه در این زمینه شاهد کمترین تلاش هدفمند و منسجم هستیم.

مسئله بعد حجم خانواده و دوره‌های رشد زمانی خانواده است. خانواده از هنگامی که می‌خواهد شکل بگیرد (دوره همسرگزینی)، موقعی که شکل می‌گیرد (دوره‌های اولیه همسری) و زمانی که فرزند وارد خانواده می‌شود تا زمانی که دوباره والدین تنها می‌مانند، سیر زمانی پیوسته‌ای را طی می‌کند. مطلوب این است که برنامه‌سازها در رسانه، این پیوست‌ها را به‌صورت متعادل و موزونی ترسیم کنند؛ اما ما می‌بینیم که اکثر برنامه‌ها صرفاً به مراحل اولیه طیف که مسئله همسرگزینی و اوایل زندگی است، آن هم نه زندگی واقعی که در جامعه می‌بینیم، می‌پردازد.

از طرفی در همین پرداخت هم برنامه‌های رسانه به دلایل مختلف محدود به دیدگاه و سبک زندگی تیم تولید شده است. حال آنکه قرار است تیم تولید در کار رسانه ملی خودش را نبیند و منافع جامعه و نیازهای جامعه را رصد کند و آنها را تأمین کند؛ اما می‌بینیم در خیلی از تولیدات سبک زندگی و تعاملات خانوادگی و خانواده‌ای که معرفی می‌شود، نمایی است که بیشتر برگرفته از همان سبک زندگی گروه بسیار معدود اما دارای ابزار و دارای امکان و بودجه است.

نکته مهم دیگر این است که چه بخواهیم چه نخواهیم، رسانه به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم هنجارسازی می‌کند. فقط ارزش‌های نمایان مثل حجاب هم مد نظر نیست. گاهی رسانه حتی ارزش‌های غیر نمایان را هم زیر سؤال می‌برد یا به نحوی فانتزی با آن مواجه می‌شود؛ مثلاً برنامه آقای مهران مدیری یکی از سؤال‌هایش از میهمان برنامه این است که عاشق شده است یا نه؟ منظورش هم این است که با عشق ازدواج کرده است یا نه. این چه سؤالی است؟ معلوم است که همه با حداقل یا حداکثری از علاقه شروع کرده‌اند؛ ولی آن علاقه که به‌معنای عشق نیست. بعد از این برنامه که اتفاقاً پرمخاطب هم هست، نوجوان ما اطرافش را نگاه می‌کند و برای ازدواج بهدنبال عشق در یک نگاه می‌افتد.

عشق‌ورزی یک ارزش است و عشق واقعی آن عشقی است که در فرایند زندگی کردن به وجود می‌آید و حفظ می‌شود. خانم و آقایی که قدر هم را می‌دانند، نسبت به هم احترام می‌کنند، تکریم می‌کنند، در سراشیبی‌ها و سربالایی‌های زندگی واقعاً همراه هم هستند، در شادی و غمشان گذشت و ایثار دارند. این عشق است؛ اما رسانه ما این نکته مهم را به صورت صحیح بیان نمی‌کند.

وقتی می‌گوییم رسانه ملی، رسانه‌ای است که از بوشهر و اصفهان و کرمانشاه و آبادان و همه شهرهای کشورمان و حتی روستاهای ما مخاطب دارد. بچه‌های سراسر کشور این شبکه‌ها و برنامه‌ها را می‌بینند. همه بچه‌های ما وقتی یک خوراکی را می‌بینند، وقتی یک اسباب‌بازی را می‌بینند، وقتی یک ابزار تکنولوژیک را می‌بینند، انتظارشان تحریک می‌شود. بچه، بچه است. بچه‌ای که در کپر زندگی می‌کند، وقتی تلویزیون می‌بیند دوست دارد آن خوراکی، آن تبلت یا اسباب‌بازی را داشته باشد. بچه‌ای هم که در بالاترین قسمت منطقه شهری زندگی می‌کند، همین انتظار را دارد.

در مجموع، ما اگر می‌خواهیم رسانه‌مان رسانه رشد دهنده، تعالی‌بخش، انسجام‌بخش، هویت‌بخش، تأمین‌کننده منافع ملی و سعادت اخروی ما باشد، باید خانواده‌محور باشد. محور اصلی در تولیدات رسانه‌ای ما باید خانواده و حفظ و اعتلای آن باشد. در فیلم، سریال، مسابقات، تبلیغات و حتی اخبار، ما باید این مهم را در نظر بگیریم. باید اخباری را که خشن‌تر است بگذاریم برای ساعاتی که فرزندان خواب هستند. در ساعات اولیه شب و ساعاتی که پیک بازدید است، باید اخبار را خیلی نرم و مناسب همه اعضای خانواده روایت کنیم؛ مثلاً در روایت بلایای طبیعی مثل سیل و زلزله، عمق فجایع را باید زمانی روایت کنیم که بچه‌ها خواب هستند؛ چرا که هدف برانگیختن حس وطن‌دوستی و نوع‌دوستی والدین است؛ پس چه لزومی دارد بچه‌ها در جریان قرار بگیرند؟

اگر راهبرد خانواده‌محوری در رسانه رعایت بشود، رسانه تبدیل به همان دانشگاهی می‌شود که می‌تواند برای افراد جامعه رشد، سعادت، امنیت، مسئولیت‌پذیری و تلاش کردن را توسعه بدهد. ویژگی‌هایی که همیشه در جامعه به آنها نیاز داریم؛ اما در شرایطی مثل الان که بایستی دست روی زانوی خودمان بگذاریم و کشور را بسازیم، این نیاز بیشتر است.


لطفا در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه: https://ganjnegar.ir/3204

چاپ نوشته


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگزیده‌ها

مصاحبه با پروفسور بویل درباره ابعاد حقوقی تسخیر سفارت آمریکا
دکترین ضرورت چیست؟
 محاکمه شهروند آمریکایی در دوران کاپیتولاسیون
محکومِ آمریکایی
 سخنرانی حجت الاسلام الهی خراسانی
پیامبری که نمی‌شناسیم
مشاهده همه


تازه‌های شبکه‌های اجتماعی